سرخسی ها
سیاسی اجتماعی مذهبی. فرهنگی
بسم الله الرحمن الرحيم امام خميني(ره) رهبري استثنايي در انقلابي با گفتمانی ارزشی بود؛ رهبري مصلح با تفكر جهاني كه برخلاف رهبران كاریزمایي، محصور فرمانروايي تنگ قومي، نژادي، حزبي و طبقاتي نبود؛ رهبري كه جامعيت علمي و مقام مرجعيت ايشان، وي را از كليه رهبران كاريزمايي و غير آن متمايز ميساخت؛ و درواقع اگر بدرستی تعمق نماييم درمييابيم كه ایشان مظهر زیست مومنانه و اخلاق بود؛ تاثيري كه بعد از سه دهه از گذشت انقلاب اسلامي هنوز زوالمند و غيرپويا نگرديده و همچنان نماد منادي و حافظ كرامت بشري در خاطرهها است؛ مقام معظم رهبري در اين خصوص ميفرمايند: «امام خميني (ره) مصداق انسان كامل و شخصيتي خودساخته، مهذب و بااخلاق بود كه تنها در دامن فرهنگ اسلام و فرهنگ عاشورا امكان پرورش و بروز آن وجود داشته است؛ امام (ره) به همه فهماند كه انسان كاملشدن، عليوار زيستن و تا نزديكي مرزهاي عصمت پيشرفتن افسانه نيست.» از منظر ديگر، مهمترين كارويژه سياسي امام خميني (ره) ايجاد انقلاب اسلامي بود؛ امام عزيز (ره) كه خود مصداق پيوند عرفان و سياست بود توانست با خلق اين كارويژه، عرصهاي جديد را بگشايد كه محل تلاقي و همزيستي اخلاق و سياست در متن جامعه باشد؛ و اساسا در بينش عرفاني ايشان، عنصر اخلاق در سياست نظام اسلامی به عنوان يك اصل طرح ميشود، چراكه ايشان معتقدند بودند: «اساس، معنويات است. سياست امتداد اخلاق و اخلاق زيرساز سياست است»؛ و «...والله اسلام تمامش سياست است و ... اسلام را اين آقايان بد معرفي كردهاند؛ بايد به اين نادانها و كساني كه دين را از سياست جدا ميدانند گفت كه قرآن كريم و سنت رسولالله (ص) آنقدر در حكومت و سياست احكام دارند كه در ساير چيزها ندارند.» از ديدگاه امام خميني (ره) مهمترين عنصر همراه سازی مردم با نهضت، اخلاق است و از مجراي اخلاق ميتوان قلوب جامعه را براي تحقق تمامي آرمانها و حتي اهداف سياسي فتح كرد؛ ايشان درك روح مردم و مطالبات اجتماعي آنان را عرفان ميدانست و معتقد بود «اگر انسان در خدمت مردم باشد، عرفان بارورتر خواهد شد.» و از همين رو بود كه به مناسبتهاي مختلف، به سياستمداران گوشزد ميكردند كه «هر انساني در درون خود فرعوني دارد و در باطن خود نوعي ديكتاتوري هست، ولي بايد هوشيار باشد كه اين فرعون نيرو نگیرد.» و بارها ایشان تاكيد ميكردند كه «انسان هماره در محضر خداوند است.» و «صداقت يك ارزش اخلاقي براي كارگزاران است و اقرار به اشتباه نشانه ايمان و صداقت سياستمداران است.» اعتقاد بنده بر اين است كه اخلاقگراي سياسي در جامعه امروز و در جامعه بزرگ ايران، معيار و محلي براي بررسي نظر آحاد مردم در ارتباط با چگونگي عملكرد نخبگان مدعي تفكر انقلابي است؛ گسترش اخلاقگرايي سياسي در گستره عملكرد نخبگان انقلاب، بر تعميق گرايشات ارزشمحور و اخلاقمحور در لايهلايه جامعه منجر ميشود. اما متاسفانه در گستره جامعه كنوني، ما شاهد کمرنگ شدن اين امر هستیم و ميتوان به صراحت گفت كه در اين مسير از آرمانهاي انقلاب و امام عزيزمان فاصله گرفتهايم؛ چنان كه مقام معظم رهبري در اين خصوص ميفرمايند: «اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاي جامعه را فضاي برادري، مهرباني، حسن ظن قرار دهيم؛ من هيچ موافق نيستم كه اين فضاي جامعه را فضاي سوءظن و فضاي بدگماني قرار دهيم؛ دل ما را تاريك ميكند، فضاي زندگي ما را ظلماني ميكند.» نخبگان سياسي جامعه كنوني ما بايد با کاربست انديشه وحدتگرايي ذیل اخلاق سیاسی که از مهمترين و نابترين انديشههاي سياسي امام خميني(ره) ميباشد و با رویکرد همت مضاعف و کار مضاعف تمام تلاش و اهتمام خود را در جهت چشاندن طعم سیاست اخلاق گرا در نزد مردم نمایند و با تبعیت از سیره سیاسی امام خمینی(ره) در جهت تحقق جامعه پیشرفته توامان با عدالت گام بردارند، چرا که مقام معظم رهبري در این خصوص فرموده اند: «در آيات كريمه قرآن به سه چيز تصريح شده است: علم و حكمت، تزكيه و اخلاق و عدالت و انصاف؛ گرفتاريهاي بشر ناشي از دورافتادن از تزكيه اخلاقي است و اگر نخبگان سياسي و علمي و فرهنگي اخلاق و تزكيه داشته باشند به همه چيز خواهند رسيد.» اگر ما امروز در نظام جمهوري اسلامي داعیه دار انقلابی بودن و انقلابی زیستن هستيم و معتقد به جهانيبودن انقلابمان و انديشههاي امام عزيزمان (ره) هستيم، در وهله اول خود بايد به آن معتقد و پايبند باشيم و با يك نداي واحد انديشههاي امام (ره) را به جهان و نسلهاي آينده معرفي نماييم. امام عظيمالشان ما (ره) در وصيتنامه الهي- سياسي خود تكليف و حجت را بر همه روشن كرده است و اگر به آن تكليف عمل كنيم به راحتي ميتوانيم اندیشه های امام راحل را عملياتي و محقق سازيم. در شرايطي كه امام بزرگوارمان در ميان ما نيست، يادگاريهاي ارزشمند امام پيش روي ماست كه هر كدام محوري براي وحدت ما و تداوم حيات انقلاب ماست. ولايت فقيه در كنار وصيتنامه امام (ره)، يادگار ديگر امام گرامی مان می باشد كه پيروي و پشتيباني از آن به فرموده خود امام (ره) عامل مصونيت انقلاب و كشور است و امروز راه و خط امام در راه و خط مقام معظم رهبري تجلي يافته و هر راهي غير از اين راه قطعا بيراهه است. در انتها جا دارد آناني كه دل در گرو تداوم انقلاب و تحقق آرمانهاي متعالي آن دارند در روز چهاردهم خردادماه امسال ضمن تجديد بيعت با آرمانهاي امام خميني (ره)، التزام عملي خويش را با ولايت فقيه ابراز نمايند. در پايان شعري از آن پير جماران به عنوان حسن ختام كلام به خدمتتان تقديم ميگردد. ازغم دوست در اين ميكده فرياد كشم دادرس نيست كه در هجر رخش داد كشم داد و بيداد كه در محفل ما رندى نيست كه برش شكوه برم داد ز بيداد كشم شاديم داد غمم داد و جفا داد و وفا با صفا منت آن را كه به من داد كشم عاشم عاشق روى تو نه چيز دگرى بار هجران و وصالت به دل شاد كشم در غمت اي گل وحش من اي خسرو من جور مجنون ببرم تيشه فرهاد كشم مُردم از زندگى بى تو كه با من هستى طرفه سرى است كه بايد بر استاد كشم سالها مي گذرد حادثه ها مى آيد انتظار فرج از نيمه خرداد كشم تاريخ اسلام براي ما به عينه تكرار شد؛ آنچه كه همه خوانده اند يا افسانه مي دانند، ما ديده ايم؛ ما كربلا را در جنگ ديده ايم... ما روضه هاي روز عاشورا و روضه هاي علي اكبر (ع)، جوان آقا اباعبدالله الحسين(ع) را هم شنيده ايم و هم ديده ايم كه چگونه پدرها بر سر پيكر جوان شان در دفاع مقدس مي گريستند؛ ما بارها لحظه هاي وداع را ديده ايم و ما... نمي دانم چرا؟! اما فكر مي كنم عمليات بيت المقدس با جنگ احزاب شباهت هاي زيادي دارد؛ آن هنگام كه تمام كفر، تمام قامت در برابر كليت اسلام ايستاده بود؛ به راستي كفر زمانه با تمام قوا به مصاف فرزندان روح الله عزيز(ره) آمده بود؛ شرايط سخت، برما حكمفرما بود؛ اما ولايت پذيري به ما آموخته بود شرايط هر چه سخت ولي بايد از تماميت ارضي و هويت اسلامي- ايراني مان دفاع كنيم... برخي ها معتقد بودند كه اين عمليات موفق نمي شود؛ بعضي ها هم معتقد بودند كه بعد از مرحله اول و دوم عمليات بيت المقدس، ديگر مرحله سوم سودي نخواهد داشت؛ اما با توكل به خدا و تمسك به اهل بيت (ع) و اجماع همه دوستان و هم قطاري ها مرحله سوم انجام گرفت؛ حقيقتا خسته شده بوديم و ديگر تواني نداشتيم؛ اما در ته دلمان به نصرت الهي و نفس قدسي امام بزرگوارمان(ره) ايمان و باور داشتيم كه گره گشاي ما خواهد شد، بسان روزهاي سخت انقلاب و ... ...و خداوند نصرتش را شامل حال ما كرد و رزمندگان اسلام و بچه هاي عمليات بيت المقدس تفسير اين آيه شدند كه خداوند مي فرمايد « و اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر» (سوره احزاب آيه 10) (چشمهايمان خيره شده بود و جانهايمان به لب رسيده بود) ولي خدا نصرتش را شامل حال ما كرد؛قدرت خداوند را باور كرديم و به عينه نصرت خداوند را به عينه نظاره گر بوديم... خرمشهر آزاد شد؛ باور كردني نبود، خرمشهر بوديم اما باورمان نميشد كه در خرمشهر هستيم؛ آن هنگام كه اسراي عراقي را جمع كرديم؛ ديديم تعدادشان خيلي بيشتر از نيروهاي ماست؛ ما نفهميديم چرا تسليم شدند؛ وقتي از آنها مي پرسيديم كه چرا تسليم شديد، به ما مي گفتند كه فكر كرديم يك عقبه بسيار قوي شما را حمايت مي كند و معناي واقعي كلام امام عزيزمان(ره) كه گفت «خرمشهر را خدا آزاد كرد» برايمان عينيت يافت و تفسير شد. آموزه هاي سيره پرمعناي مولاي متقيان(ع) به ما آموخته است كه ايشان گاه با جنگ مردانه با كفر، گاه با سكوت و گاه با انجام وظيفه و تكليف، چگونه دل در گرو اعتلاي اسلام داشت و امروز فرهنگ دفاع مقدس به مي آموزاند كه جهاد براي يك رزمنده و انقلابي هيچگاه تمام نمي شود؛ و اگر روزي ولايت فقيه به ما حكم جهاد داد و ما موظف به دفاع از خاك و ميهن بوديم امروز بايد انقلابي بمانيم و انقلابي زندگي كنيم و با رويكرد همت مضاعف و كار مضاعف در راستاي اعتلاي ميهن عزيزمان و تحقق جامعه پيشرفته توامان با عدالت بكوشيم. خوشا بحال دوستان شهيدم كه به وعده خود با خدايشان عمل كردند و تجسم عيني اين كلام خداوند شدند كه در سوره احزاب، آيه 23 مي فرمايد «در ميان مومنان مرداني هستند كه بر سر عهدي كه با خدا بستند صادقانه ايستاده اند؛ بعضي پيمان خود را به آخر بردند و در راه او شربت شهادت نوشيدند» ؛و باز خوشا بحالشان ... و از آنان مي خواهم دستگيرمان باشند تا بتوانيم در راستاي تحقق اهداف انقلاب و انديشه هاي امام عظيم الشان مان(ره) و مطالبات مقام معظم رهبري بي توقع و گمنام كوشا بوده وان شاء الله از مصاديق «و منهم من ينتظر» باشيم. نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |